Tuesday, January 06, 2009
بنام خدا
پايان فروردين و آغاز ماه ارديبهشت سال 1341 ، آغاز تحول بزرگ در خانواده اي كوچك اما با صفا و صميمي بود . آغاز يك راه و شروعي جديد و دوست داشتني ، خداوند به زهرا حسين داد و به غلام عباس فرزندي نيكو ، سال 1341 در شهر مقدسي در محله اي در نزديكي حرم امن رضوي . خانه كوچك هاتفي ، جنب و جوشي ديگر پيدا كرد و تولد اولين فرزند خانواده نشاط و انبساط خاطر والدين را فراهم آورد . هنوز بيش از 13 ماه از آغاز زندگي كودكيم نگذشته بود كه نوايي دلنواز عمق جانم را نوازش داد كه هان ، ياران من هم اينك در گهواره اند و پس از 16 سال ، اين پيام پيامبرگونه معني و مفهوم واقعي يافت . درس و بحث و كلاس و زندگي همه انقلاب بود و شور خميني ، هنوز كام جانم طعم شيرين پيروزي را درك نكرده بود كه دشمن عمق فاجعه را درك كرد و فهميد كه اين تو بميري از اون تو بميريها نيست و اين انقلاب آغاز يك روشنگري جهاني است . اين انقلاب در مرزهاي خود محصور نخواهد شد و بايد چاره اي انديشيد .... حمله به طبس ،توطئه هاي ترور و كودتاي نافرجام و سرانجام تحميل جنگ و ... همه و همه براي مهار و نابودي انقلاب تدارك ديده شد و ليكن ، والله حتم نوره و لوكره الكافرون و در سال 1367 كه امام راحل بنا به مصلحت ، دوران جنگ نابرابر را خاتمه يافته دانست و بر تلاش فرزندان ايران زمين بر تحصيل علم و ساختن ايران تاكيد كرد ، من نيز در مناطق غرب كشور همراه اديبان و نويسندگان كرد براي بازسازي فرهنگي و آموزش هنر جويان و دانش آموزان و دانشجويان تلاش كرده و در مركز فرهنگي غرب كشور و انتشارات صلاح الدين ايوبي كتب و نشريات مفيد فرهنگي را منتشر نموديم . در سالهاي 1373 و 1374 در استانداري كردستان، مديريت كل اداره سياسي و امورات مربوط به برنامه ريزي اصولي در اداره شهرستانها و استان كردستان را بر عهده داشت . پس از آن براي مدت 2 سال فرمانداري سقز را پذيرفتم . در طول مدت فرمانداري به بيش از 2733 منزل در شهرستان سر زده و با مردم كوچه و بازار به گفت و شنود نشسته و در غم و شادي مردم شريك شدم . چه بسيارند كودكان سقزي كه در زمان انجام مشق مدرسه ، سوالات خود را از فرماندار شهر مي پرسيدند و چه بسيارند بازارياني كه براي حل مشكلات صنفي و كاري ، در مغازه كوچك اما پر مهر و محبت خود با فرماندار شهر به مشورت مي نشستند .
در سال 1376 و دقيقاً شش ماه پس از انتخابات دوم خرداد ، كردستان را با كوله باري از تجربه ترك كردم . اگرچه رفتن من از كردستان ترك ديار غربت نبود ، اما بسيار بر من سخت گذشت . بيش از شانزده سال همدلي و همنوايي با مردم و آموختن زبان و آيين و رسم و رسومات بومي و ملي و ميهني ، مي بايست ترك ديار كرده و به تهران ، شهر پردود و تمدن رجعت كرد . بيش از 3 سال كار بعنوان مديركل تدارك و تجهيز طرحهاي عمراني وزارت مسكن و شهرسازي در سازمان مجري طرحها و پروژه هاي عمراني زمان زيادي است و تامين نياز بيش از يكصد پروژه ملي بزرگ كشور اعم از بيمارستانها ، ورزشگاهها و ساختمانهاي دولتي بويژه ساختمان جديد مجلس شوراي اسلامي كار ساده اي نبود . پس از آن بدليل علاقه اي كه به امور فرهنگي داشته و دارم در سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران مديريت كل روابط عمومي و امور بين الملل را عهدهدار بودم و طي 2 سال ، در مقاطع مختلف ،رئيس فرهنگسراي بهمن ، رئيس فرهنگسراي قانون و رئيس فرهنگسراي پايداري در تهران بودم . پس از مامور شدن به سازمان ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري كشورمان ، براي مدت يكسال و نيم مشاور معاون رئيس جمهور و رئيس ستاد تبليغات و نمايشگاههاي سازمان بودم . از ارديبهشت سال جاري1386 نيز بعنوان معاون صنايع دستي سازمان در خدمت هنرمندان هنرهاي سنتي و توليدكنندگان صنايع دستي كشورمان هستم .
|
خانه |
اخبار | عضویت در سایت | انتقادات و پیشنهادات | آرشیو |
E-Mail: Info@h-hatefi.ir :: © 2007
